ابوالقاسم شاكر

38

تاريخ تشيع در ايران (فارسى)

17 . حديث غدير ؛ 18 . حديث ولايت . بين اماميه و اهل سنت ، گاه در دلالت و زمانى در سند اين احاديث اختلاف وجود دارد . اهل سنت منكر نص بر ولايت على ( ع ) به معناى خلافت هستند ، اما نص بر ولايت ، به معناى حبّ و دوستىِ اهل بيت ( ع ) را قبول دارند . البته با توجه به اين روايات ، شيعه امامت و جانشينى على ( ع ) را اثبات مىكند ، و تداوم فرهنگ قرآن و سنت پيامبر ( ص ) را تنها در خط فكرى و سياسى اجتماعى امامان منصوص و معصوم مىداند كه همان اهل بيت ( ع ) به معناى اخص هستند . در اين درس به سه روايت كه يكى در وهلهء نخست نبوت و بعثت و ديگرى در آغاز آشكار كردن رسالت پيامبر ( ص ) و سومين حديث كه در آخرين سال عمر پيامبر ( ص ) براى تعيين جانشين از آن حضرت صادر شده بسنده مىشود . اول - خلافت حضرت على همزمان با بعثت پيامبر ( ص ) : امامت و جانشينى حضرت على ( ع ) از همان لحظات نخست ، همزمان با اعلان پيامبرى و بعثت پيامبر اسلام ( ص ) در غار حرا ، مطرح بوده است و پيامبر ( ص ) وى را به عنوان وزير و جانشنين خودش معرفى كردند . حضرت على ( ع ) در خطبه قاصعه مىفرمايد : من به هنگام نزول وحى بر محمد ( ص ) صداى ناله شيطان را شنيدم ، از رسول خدا پرسيدم : اين ناله چيست ؟ فرمود : اين شيطان است كه از عبادت خويش مايوس گرديده است . تو آنچه را كه من مىشنوم ، مىشنوى ، و آنچه را كه من مىبينم ، مىبينى ، تنها فرق ميان من و تو اين است كه تو پيامبر نيستى ، بلكه وزير منى و بر مسير خير قرار دارى . « 1 » در اين حديث ، پس از نزول نخستين وحى ، پيامبر ( ص ) على ( ع ) را وزير خويش دانسته است . امام صادق ( ع ) در اين‌باره مىفرمايد : « حضرت على ( ع ) پيش از ماموريت پيامبر ( ص ) براى رسالت همراه آن حضرت نور وحى را مىديد و صداى آن را مىشنيد . پيامبر اكرم ( ص ) به او فرمود : اگر اين نبود كه من آخرين پيامبرم ، تو در نبوت هم با من شريك بودى ، اكنون اگرچه تو پيامبر نيستى ، ولى وصى پيامبر خدا و وارث او ، بلكه سرور اوصياء و پيشواى باتقواترين آنها مىباشى . » « 2 »

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 234 ، ص 812 . ( 2 ) . ابن ميثم ، بحرانى ، شرح نهج البلاغه ، ج 4 ، خطبه 234 ، ص 537 .